تبليغاتX
دختران فاطمی

ماه رمضان ، ماه عبادت ، ماه اطاعت و بندگی ، ماه غلبه بر تمنیات حیوانی ، ماه عروج انسان به کمال ، در حال پایان گرفتن است .ضمن آرزوی قبولی طاعات و عبادات همه هم کیشان عید آینده سعید فطر را به همگان بویژه جامعه تعلیم و تربیت (دانش آموزان ، معلمان و مدیران) تبریک می گویم.

عیدتان مبارک باد

به میمنت این ایام مطلب زیر را از سایت مذهبی تبیان تقدیمتنان می کنم. باشد که مقبول افتد.

در فرهنگ اسلامى اولین روز ماه شوال به عنوان عید فطر و جشن بازگشت ‏به فطرت معین شده است، زیرا مسلمانان روزه‏دار در طول ماه رمضان با ارتباط هاى پى در پى با خداوند متعال و استغفار از گناهان به تصفیه روح و جان خویش همت گماشته و از تمام آلودگى‏هاى ظاهرى و باطنى كه بر خلاف فطرت آنهاست، خود را پاك نموده و به فطرت واقعى خود برمى‏گردند . امیرمؤمنان على علیه السلام نیز از همین زاویه به عید فطر مى‏نگرد و با اشاره به روز عید مى‏فرماید: «انما هو عید لمن قبل الله صیامه وشكر قیامه وكل یوم لا یعصى الله فهو عید (1)؛ این عید كسى است كه خدا روزه‏اش را پذیرفته و نماز او را ستوده است و هر روز كه خدا نافرمانى نشود، آن روز عید است.»

آری روز ترك گناه و فاصله گرفتن از زشتى‏ها و پلیدى‏ها و روز غلبه بر شیاطین، روز عید است. عید فطر روز بازگشت ‏به فطرت است، این معنا را مى‏توان از لغت «عید فطر» هم فهمید، چرا كه «عید» به معناى بازگشت و «فطر» به معناى «فطرت و طبیعت‏» است .

مسلمانان در این روز در اثر یك ماه ضیافت و مهمانى خداوند به صفاى باطن دست‏ یافته و در حقیقت، شخصیت واقعى خویش را بازیافته‏اند. آرى، فطرت پاك انسان در طول سال در اثر غبارهاى جهل و نادانى و غفلت ‏به انواع گناهان و معصیت‏ها مبتلا شده و از حقیقت ‏خود دور مى‏شود و در نتیجه دچار خود فراموشى و خدا فراموشى مى‏گردد . اما با فرا رسیدن ماه مبارك رمضان، انسان مسلمان در پرتو فضاى معنوى آن ماه و تلاش‏هاى خویش به یك زندگى نوین دست مى‏یابد، كه مى‏توان آن را «بازگشت ‏به خویشتن‏» نامید .

در روز عید فطر گویى یك مسلمان از نو متولد مى‏شود، چرا كه طبق گفتار امیرمؤمنان علیه السلام، روزه ‏داران در شب عید فطر از تمام آلودگى‏ها و پلیدى‏ها پاك شده‏اند و كمترین پاداش خود را كه پاكى و پاكیزگى است دریافت نموده‏اند. آن حضرت چنین مى‏فرماید: « واعلموا عبادالله! ان ادنى ما للصائمین والصائمات ان ینادیهم ملك فى آخر یوم من شهر رمضان: ابشروا عباد الله! فقد غفر لكم ما سلف من ذنوبكم فانظروا كیف تكونون فیما تستانفون (2)؛ اى بندگان خدا! بدانید كه كوچكترین چیزى كه براى مردان و زنان روزه‏دار است، این است كه فرشته‏اى در روز آخر ما مبارك رمضان به آنها ندا مى‏دهد: اى بندگان خدا! بشارتتان باد كه [خداوند متعال ] تمام گناهان گذشته شما را آمرزید، پس بنگرید كه بعد از این چگونه عمل خواهید كرد .»

شیخ مفید مى‏نویسد: این كه روز اول ماه شوال عید اهل ایمان قرار داده شده است، به خاطر این است كه آنان براى قبولى اعمالشان در ماه رمضان خوشحالند و از این كه خداوند متعال گناهانشان را بخشیده و بر عیب‏هاى آنان پرده كشیده و مژده و بشارت از طرف خداوند رسیده است كه ثواب‏هاى بسیارى براى روزه ‏داران عطا خواهد كرد و از این كه مؤمنین در اثر تلاش‏هاى شب و روز ماه مبارك رمضان چند مرحله به قرب الهى نزدیك شده‏اند، حالت ‏سرور و نشاط دارند .در این روز غسل معین شده و این علامت پاكى از گناهان مى‏باشد، عطر زدن و بوى خوش استعمال كردن و لباس زیبا و تمیز پوشیدن و به صحرا رفتن و زیر آسمان نماز خواندن همه‏اش علامت‏ شادى و سرور و از روى حكمت مى‏باشد. (3)

+ نوشته شده توسط ژ-قربانی در پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388 و ساعت 10:42 |

بر انگیخته شدن فرستاده نور در شب ظلمانی جهل بر همه مبارک باد.

«اِقرَأ باِسم رَبِّک اَلُّذِی خَلََقَ» عيد رسالت و جشن برگزيدگی و برانگيختگی پيامبر بزرگ اسلام، حضرت محمد مصطفی (ص) بر جهان و جهانيان مبارک باد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ژ-قربانی در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386 و ساعت 8:26 |

..

شهادت امام هادی ع 


 

 

سوم رجب، سالروز شهادت پيشوای دهم شيعيان حضرت علي النقي الهادی علیه السلام

 

 منبع فياض نور حق

سلام خدا بر تو ای دهمین پیشوای معصوم! سلام بر درخشندگی کوکب نورانی ات که خورشید را شرمگین تابش کرد و چشمه های آفرینش را لبریز جوشش. در این روز غم بار و مصیبت زده، آتش سوگمان را مهار کن و دست مهربان و غریب نوازت را بر صفحه دل هامان بکش.

امام ابوالحسن علي النقي هادي عليه السلام ملقب به امام " هادي"، دهمين پيشواي شيعيان در نيمه ذيحجه سال 212 هجري در اطراف مدينه در محلي به نام " صريا" متولد گشت.  آن حضرت و فرزند گرامي ايشان امام حسن عليهما السلام به عسكريين شهرت يافتند، زيرا خلفاي بني عباس آنها را از سال 233 به سامرا ( عسكر) برده و تا آخر عمر پر بركتشان در آنجا، آنها را تحت نظر قرار دادند. امام هادي عليه السلام به لقبهاي ديگري مانند: نقي، عالم، فقيه، امين و طيب شهرت داشت و كنيه مبارك ايشان ابوالحسن است. از آنجا كه كنيه امام موسي كاظم و امام رضا عليهما السلام نيز ابوالحسن بود، لذا براي اجتناب از اشتباه، ابوالحسن اول به امام كاظم عليه السلام، ابوالحسن ثاني به امام رضا عليه السلام و ابوالحسن ثالث به حضرت هادي عليه السلام اختصاص يافته است.

پدر بزرگوارش امام جواد (ع) و مادرش بانوي گرامي سمانه است كه بانويی با فضيلت و با تقوا بود. امام هادي (ع) در سن 6 يا 8 سالگي يعني در سال 220 هجري، پس از شهادت امام جواد (ع) به امامت رسيد. مدت 33 ساله امامت امام هادي (ع) با خلفاي معتصم، واثق، توكل، منتصر، مستعن و معتز معاصر بود.
عظمت شخصيت امام هادي (ع) به قدري زياد است كه دوست و دشمن را به اعتراف واداشته است. قسمتي از اين اعترافات مبني بر شخصيت آن امام به لحاظ اخلاقي و بخشي ديگر ناشي از ابعاد علمي آن حضرت و شمه اي، نتيجه كراماتي است كه از آن بزرگوار صادر شده است.

ابن صباغ مالكي در كتابي موسوم به فصول المهمه خطوط واضحي از سيماي تابناك فضايل و ويژگي هاي اخلاقي امام هادي (ع) قهرمان شكست ناپذير عصر متوكل عباسي را ترسيم مي كند!

«فضل و دانش امام دهم شيعيان بر اوج قلل بلند پايه عالم بشريت نقش بسته بود و رشته هاي مشعشع آن بر اختران آسمان سر مي ساييد. نيكي ها و اخلاق پسنديده او را نمي توان در شمار عدد ذكر نمود. اما مي شود به افتخارآميزترين آنها كه موجب حيرت است بسنده كرد. او جميع صفات نيك و مفاخر معنوي را يک جا در وجود داشت. ابعاد وسيع و منبع فياض حكمت و دانش او بر لوح سرشتش ثبت شده و بدين سبب او از ناشايسته ها و آلايش ها به دور و بركنار است.»

امام هادي (ع) داراي نفس زكيه و عزمي راسخ و همتي عالي بود كه هرگز احدي از مردم را نمي توان در مقايسه با او همتا و همسان دانست.

ابن شهر آشوب از رجال حديث نقل مي كند كه او نيك سرشت ترين و پاك ترين روش را در ميان جامعه دارا بود، راستگوترين افراد جامعه محسوب مي شد، به هنگام سكوت، شكوه هيبت و تشعشع وقار، چهره او را دربرمي گرفت و چون لب به سخن مي گشود، گزيده و نغز مي گفت به طوري كه شعاع كلامش روح آدميان را سحر مي كرد.

در وجود مقدس امام هادي (ع) ويژگي هاي اخلاقي پسنديده مي درخشيد. امامت، كمال و دانش و فضيلت و سرشت و اخلاق نيك از فرازهاي اخلاقي اين امام همام است.

خداوند به قدرت بي منتها و دانش وسيع خود، گنجينه هايي از دانش خود را بر خاندان رسالت افاضه و موهبت فرموده و ايشان را به زيور دانش آراسته است، اين گنجينه ها، مجموعه اسرار علوم و معارف است كه خداوند آن را دراختيار امامان شيعه كه راهبران حقيقي بشر هستند، قرار داده است.

 

السلام عليک يا ولی الصالحين السلام عليک يا ابوالحسن علي النقي الهادي
 

imam hadi
 

مرقد مطهر پيشوای دهم- عراق/ سامراء

 

 imam hadi زيارت حضرت امام علی بن النقی (ع)      

امام هادي (ع) كه در زمره امامان شيعه و از خاندان رسالت است، نيز از ويژگي دانشي گسترده و جامع برخوردار است، طوري كه سمبل هاي دانش و فرهنگ وي، عقول را حيران و انديشه ها را به اعجاب واداشته است.

امام دهم همچون پدران و اجداد بزرگوار خود در علم و دانش سرآمد روزگار بود. درخشش او در مدت حياتش احترامي شگفت در قلوب همگان ايجاد كرده بود. نامه آن حضرت در رد پيروان معتقد به تفويض و جبريون و اثبات عدل و حد مابين جبر و تفويض، از فرازهاي شگفت آور دوره امامت، امام هادي محسوب مي شود و بسيار مورد تعمق و توجه مي باشد.

امام هادي (ع) در اين نامه، نظريه پيروان هر دو عقيده را با منطقي ترين اصول مردود اعلام كرده و اسراري از علوم و حقايق آن را پاسخ فرموده است.

با توجه به اينكه خداوند داراي عدل و انصاف و حكمت بالغه است، پس اوست كه مي تواند هركس را بخواهد از ميان بندگان خود براي ارسال پيامش و تبليغ رسالتش و اتمام حجت بر بنده هايش برگزيند. گوشه اي ديگر از درياي بيكران دانش امام هادي (ع) در تاريخ خطيب بغدادي تجلي دارد. او به شهادت خود دانش امام را متذكر شده و در مقام اثبات آن مي گويد:

روزي يحيي بن اكثم در مجلس واثق خليفه عباسي كه جمعي از علماء و فقها حضور داشتند، سؤال كرد كه چه كسي سر حضرت آدم (ع) را هنگامي كه حج به جا آورد، تراشيد؟

تمام حضار در پاسخ آن عاجز ماندند، واثق گفت: هم اكنون من كسي كه جواب اين سؤال را بدهد حاضر  مي كنم، سپس شخصي را بدنبال حضرت هادي (ع) فرستاد و وي را به دربار خليفه دعوت كرد. امام نيز دعوت را پذيرفت و براي اظهار و بيان حقيقت به دربار واثق رفت. خليفه پرسيد: اي ابوالحسن به ما بگو چه كسي سر حضرت آدم را هنگام حج تراشيد؟ امام فرمود: اي واثق ترا به خدا سوگند مي دهم كه ما را از بيان و جواب آن معاف كني، خليفه گفت: ترا سوگند مي دهم كه جواب را بفرمايي!

امام فرمود: اكنون كه قبول نمي كني، پس مي گويم. پدرم مرا از جدم خبر داد و جدم از جدش كه رسول خدا باشد، اطلاع داد كه فرمود: براي تراشيدن سر آدم جبرئيل مأمور شد ياقوتي از بهشت آورد و به سر آدم كشيد تا موهاي سرش بريزد.

در مورد جاذبه اجتماعي و نفوذ سياسي امام هادي (ع) فقط مي توان همين را گفت كه يكي از تجليات و تشعشعات پرشكوه خداوند و تابش منبع فياض نور حق در وجود امام هادي (ع) متجلي و منعكس شده و از وجود حضرت نيز مانند آينه اي كه انوار گوناگون را در خود انعكاس مي دهد، ساطع بوده است. كسي را در عصر پيشواي دهم، توان نگاهي ممتد و حتي لحظه اي كوتاه به چهره او نبود. به محض نظر به رخسار پرفروغش آثار ضعف و سستي و ترس بر قلب ها سايه مي افكند. در كتاب هاي تاريخي آمده است كه حضور امام در هر مجلسي مورد تجليل و احترام عميق بود و خواسته و ناخواسته اطرافيان را تحت تأثير و نفوذ قرار مي داد و همنشينان وي همواره آرزوي مجالست و مراودت او را در سر داشتند.

 با آنكه متوكل بارها در صدد بود تا به بهانه قيام مسلحانه امام دهم را از ميان بردارد، ولى هيچ گاه به اين بهانه دست نيافت. با اين حال، نتوانست حيات شريف آن حضرت را كه مانع خودكامگیهاى او به عنوان محور تفكر اسلامى بود و همچون مركزى كه شيعيان بر گرد آن پروانه ‏وار می چرخيدند، تحمل كند، لذا ايشان را بنا به روايتى، در تاريخ سوم رجب سال 245هجرى به شهادت رساند.

امام دهم در حالى كه هشت سال و پنج ماه از عمر شريفشان می گذشت، به مقام امامت نايل شدند و پس از سى و سه سال به شهادت رسيدند و در سامرا دفن شدند (صلوات الله وسلامه عليه وعلى آبائه وأبنائه الطاهرين).

 

از بيانات گهربار آن حضرت است كه فرموده اند:

(الحكمة لا تنجع في الطبائع الفاسدة): حكمت در نهاد فاسد تأثير نمی كند.

 در خاتمه بايد متذكر شويم كه امام هادي (ع) اصحاب فراواني دارند كه بسياري از آنها فخر شيعه هستند و از جمله‌ آنها حضرت عبدالعظيم حسني است كه در شهر ري مدفون است. او از اعاظم روات است و حضرت هادي به او خيلي احترام مي گذاردند. او كسي است كه ايمان را خدمت حضرت هادي به اين صورت عرضه داشت:

»خدا يکي است و شبيه براي او فرض نمي شود، جسم نيست بلكه خالق جسم است. همه چيز را خلق نموده است و همه چيز به دست او است و او مالك آنها است. محمد صلي الله عليه و آله پيامبر است و او آخر پيامبران است كه پيامبري بعد از او نخواهد آمد و دين او پايان همه اديان است، اميرالمؤمنين علي بن ابي طالب وصّي پيامبر است و بعد از اميرالمؤمنين، حسن و حسين و علي بن حسين و محمد بن علي و جعفر بن محمد و موسي بن جعفر و علي بن موسي و محمد بن علي و علي بن محمد و حسن بن علي و بعد از او فرزندش كه غايب مي شود و روزي ظاهر مي شود و جهان را انبوه از عدل مي كند بعد از آنكه ظلم انبوه باشد.« عبدالعظيم گفت: »اقرار دارم و مي گويم دوست شما دوست خدا و دشمن شما دشمن خدا است. اطاعت شما اطاعت خدا و مخالفت شما مخالفت خدا است. به معراج و سؤال در قبر و بهشت و جهنم و صراط و ميزان اعتقاد دارم و همه آنها حق است و مي دانم كه قيامت آمدني است. و بر واجبات الهي كه نماز، روزه، زكات، حج، جهاد، امر به معروف و نهي از منكر است اقرار دارم.« حضرت فرمودند: »اي ابوالقاسم اين دين پسنديده است، خداوند را بر آن ثابت بدارد.«

عبدالعظيم رحمه الله دين اعتقادي را عرضه داشت زيرا تنها اعتقاد نمي تواند موجب نجات باشد. ديني موجب نجات است كه توأم با عمل باشد. از اين جهت حضرت هادي (ع) ايمان را چنين فرموده اند. ابودعامه مي گويد: به عيادت حضرت هادي رفتم آن بزرگوار فرمودند: چون به عيادت من آمدي بر من حقي پيدا كرده اي، براي اداي حقت روايتي از پدرم كه از پدرانش و از اميرالمؤمنين و او از رسول اكرم عليه السلام نقل كرده است مي گويم:

قال رسول الله الايمان ما وقّدته القلوب وصدقته الاعمال.

ايمان چيزي است كه در دل جايگزين شده است و اعمال، گفتار و كردار آن را تصديق مي كند.

از اين جهت در قرآن شريف و روايات اهل بيت فراوان ديده مي شود كه از افرادي كه مرد عمل نيستند سلب ايمان شده است.

 

+ نوشته شده توسط ژ-قربانی در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386 و ساعت 7:41 |

دوازدهم تیر ماه بزرگداشت علامه امینی (ره)؛ سالگرد عروج غمبار مردی است از تبار آفتاب. او که در طول عمر با برکت خویش در دفاع از ولایت امیر مؤمنان علی (ع) کوشید. او که پرنده عمر خویش را قربانی راه حقیقتی به وسعت غدیر و به بی کرانگی دریای ولایت علی (ع) نمود. سلام بر دیدگان همیشه طوفانی اش که عشق به علی (ع) و فرزندان او در آن موج میزد.

 

 

شیخ عبدالحسین امینی مشهور به علامه امینی در سال 1320 ه.ق در تبریز در خانواده ای اهل علم، تقوی و فضیلت دیده به جهان گشود. پدرش حاج میرزا احمد امینی از بزرگان و عالمان برجسته تبریز بود و به پرهیزگاری، علم کثیر، اخلاق حسنه و بسیاری از صفات پسندیده دیگر شهره. جد بزرگ او نیز مشهور به امین الشرع، مردی بود عاشق و شیفته اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام و همین امر او را به سرودن اشعار و مدایح فراوان درباره آل الله تشویق می کرد.
عبدالحسین در چنین خاندانی شروع به رشد کرد و از اوان کودکی عشق به خاندان طهارت در او ریشه گرفت. اما او تنها به عشق ورزیدن کفایت نکرد، بلکه درصدد فراگیری علوم واحادیث آن بزرگواران بر آمد. لذا مقدمات علوم را در شهر تبریز فرا گرفت و در محضر استادان و علمای بنامی چون سید محمد مولانا، صاحب کتاب مصباح المساکین، سید مرتضی خسرو شاهی و شیخ حسین، صاحب کتاب هدیه الانام تلمذ کرد. در همین دوره بود که الفیه ابن مالک (هزار بیت در باره صرف و نحو ادبیات عرب به زبان عربی) را حفظ کرد، اما آنچه بیشتر ذوق ادیبانه و شور عاشقانه او را اقناع می کرد، حفظ اشعار گوناگون درباره امام علی (ع) بود. همین عشق در وجود او بطور گسترده ای نضج یافت تا وی را به سفر به نجف اشرف ترغیب کرد. در شهری که همواره می توانست در جوار مولایش به تحصیل و تحقیق بپردازد.
او در حوزه علمیه نجف، نزد استادانی چند از جمله سید ابوتراب خوانساری و سید محمد فیروز آبادی به تحصیل علوم مختلف پرداخت و در حین تحصیل، تحقیق را که عمده ترین دل مشغولی اش بود، دنبال می کرد. شیخ عبدالحسین در سال 1335 تألیف اثر گرانبهای "شهداء الفضیله" را آغاز کرد. عبدالحسین 33 ساله در این دوره با انجام کاری نو و ابتکاری با تحقیق از میان کتب قدیمی ای که در معرض نابودی و فراموشی بودند، مطالبی درباره علمای متقدم و متاخری که در راه حق به شهادت رسیده اند تدوین کرد. او برای تهیه این کتاب که تحسین بسیاری را برانگیخت، به کتابخانه های بسیاری در ایران و عراق سر کشید تا از هر جا حتی اندک مطلبی درباره علمای شهید بیابد. علامه امینی در این کتاب کوشید تا به زندگی و دیدگاه بیش از یکصد تن از پیروان امام علی(ع) و علمای شیعه از قرن چهارم تا چهاردهم بپردازد. این محدث، مفسر، متکلم و فقیه معاصر به تحقیقات گسترده خود ادامه داد و تعلیقه ای بر کتاب "کامل الزیارات" ابن قولویه قمی نوشت. او این تعلیقه را با هدف معرفی مفهوم زیارت در فرهنگ تشیع و بحث پیرامون آن به رشته تحریر در آورد و در ادامه آن با تألیف "ادب الزائر" ارادت خود را به امام حسین (ع) اثبات کرد.

وی همچنین در حوزه فلسفه "ثمرات الاسفار" را در دو جلد تدوین می کند و در حوزه فقه و اصول نیز حاشیه ای کلان بر دو کتاب سترگ "مکاسب" و "وسایل" شیخ انصاری می نگارد. در همین دوره است که به دلیل تلاش های علمی خود از جانب حضرات آیات سید ابوالحسن اصفهانی، حاج میرزا احمد حسین نایینی، شیخ عبدالکریم حایری یزدی و شیخ محمد حسین کمپانی اجازه اجتهاد دریافت می دارد. و پس از آن به تبریز باز می گردد. در این زمان او به سوی تفسیر قرآن کریم جذب می شود و برخی آیات قرآن کریم را در سوره های اعراف، واقعه و مؤمن مورد بحث و تحلیل قرار می دهد، اما همه این تحقیقات مقدمه ای است بر کار عظیم او.
علامه امینی از ابتدای تحصیلات علمی خود در فکر ایجاد جامعه ای مبتنی بر اندیشه های والای اسلامی بود. جامعه ای که در آن اخوت و برادری مفهومی عینی می یابد و طی آن مسلمانان به دور از تبعیضات و تفرقه ها در ساختن جامعه ای آرمانی همت می گمارند. امینی با همین اندیشه و با اندوخته کلان خود به سراغ نگارش کتابی رفت که واقعیتی را به منظور ایجاد وحدت در جامعه اسلامی مطرح سازد، لذا حدیث غدیر را شکافت و واقعه غدیر را با هدف تبیین ولایت جاودان امیر مومنان حضرت علی (ع) به رشته تحریر در آورد. وی روش کار خود را را در تدوین این کتاب بر بررسی موضوعی مساله غدیر و ولایت امیر مؤمنان می گذارد و با مواد و مصالح مختلف تاریخی از جمله آیات قرآن، احادیث و قول تابعین و اصحاب و علمای فرق مختلف بویژه مذاهب چهارگانه، نسبت به اثبات و دفاع از ولایت امیر مؤمنان همت می گمارد.

او برای این منظور با سفر به کتابخانه های کشور های مختلف دنیا از جمله عراق، هندوستان، پاکستان، مغرب، مصر و... ابتدا به سراغ تحقیق درباره آیات تبلیغ (سوره مبارکه مائده -67 )، اکمال (مائده -5 )، آیات یک تا سه سوره مبارکه معارج، ولایت (مائده -55) و سوره هل اتی می رود. آنگاه احادیث غدیر، ولایت، منزلت، ثقلین، انذار العشیره و ... را از مناظر تاریخی و سندی مورد تحلیل و بررسی قرار می دهد. وی سپس در پی اسناد حدیث غدیر، بیست و چهار کتاب تاریخی، بیست و هفت محدث، چهارده مفسر قرآن و هفت متکلم اسلامی را می یابد که به نقد و بررسی حدیث غدیر پرداخته اند. امینی پس از آن، رواه حدیث غدیر از صحابه و تابعین پیامبر را به ترتیب عنوان و در این فهرست به یکصد و ده تن از صحابی و هشتاد و چهار تابعی اشاره می کند. علامه آنگاه 360 تن از رواه حدیث غدیر را از قرن دوم تا قرن چهاردهم بر می شمارد و برای این منظور به کتابخانه های بسیاری از کشورهای اسلامی سفر می کند. علامه در پایان تحقیق، اشعار شاعران مختلف را درباره این موضوع ذکر می کند و ... در این مقوله، قصد او کمک گرفتن از انواع روایات است برای دفاعی تاریخی از ولایت امیر مؤمنان علی (ع) برای جهانیان.
چاپ نخست کتاب الغدیر در سال 1324 ه.ش در نجف آغاز می شود و این مجموعه تا نه جلد افزیش می یابد. پس از انتشار این کتاب عظیم، بسیاری از علمای کشورهای مختلف اسلامی ضمن ستایش، بر آن حاشیه می نویسند و آن را مورد بحث و بررسی قرار می دهند. علامه امینی هفت سال پس از انتشار نخستین جلد الغدیر در اثبات ارادت خود به امیر مؤمنان علی (ع) کتابخانه ای با بیش از چهل و دو هزار کتاب خطی و چاپی درباره مولی الموحدین امام علی (ع) با عنوان مکتبه الامام امیر المؤمنین تأسیس می کند.

علامه اما در تبیین مسایل تاریخی از مسایل روز جهان اسلام هیچگاه غافل نمی ماند، چنانکه اندیشه ولایت فقیه در بینش او از مکانتی بالا و والا برخوردار است. استاد با طرح مباحثی جدی، حکومت و ولایت در عصر غیبت حجت خداوند و ولی عصر (عج) را از آن ولی فقیه جامع شرایط می داند و آن را امری ضروری و لازم می شمارد.
 

رحلت:
سرانجام پس از عمری تلاش در راه احیای معارف دینی، استاد علامه امینی پس از دو سال بیماری وضعف جسمانی ناشی از فعالیت و تحقیق بسیار در کشور های مختلف، در روز جمعه دوازدهم تیر 1349 دیده از جهان فرو بست و بسیاری را از غم فقدان خود اندوهگین ساخت. پیکر مطهر او پس از تشییع بسیار شکوهمند، به نجف اشرف منتقل و به خاک سپرده شد. او را در کتابخانه ای که خود تأسیس کرده بود، به خاک سپردند.
روح بلندش با مولایش علی (ع) همنشین و قرین باد.

+ نوشته شده توسط ژ-قربانی در یکشنبه دهم تیر 1386 و ساعت 13:2 |